دو اصل اساسی که علم NLP بر آن استوار است ! با علم NLP بیشتر آشنا شوید.

NLP
زمان لازم برای مطالعه : 3 دقیقه و 10 ثانیه

در مقاله ی “NLP یا همان علم برنامه ریزی عصبی کلامی چیست ؟” به معرفی این علم پرداختیم و مقدمات آنرا بیان کردیم ، در این مقاله قصد داریم توضیحات بیشتری درباره این علم بدهیم و دو اصل اساسی را بیان کنیم که همه ی تکنیک ها و روش های علم NLP بر اساس آن ساخته میشوند.

NLP که مخفف Neuro Linguistic Programming است(برنامه‌ریزی عصبی کلامی) ، علمی است که همانطور که از نام آن مشخص است ، با سه کلمه بصورت کلی قابل توصیف است.کلمات ذکر شده ، سه جز بسیار مهم و تاثیر گذار هستند که تجربه ی یک انسان از واقعیت را تشکیل میدهنداین سه کلمه عبارتند از : نورولوژی ، زبان و برنامه ریزی.سیستم عصبی تنظیم می‌کند که بدن ما چگونه در شرایط مختلف ، کار کند .زبان و کلام ، تعیین میدارد که ما چگونه با خود یا دنیای اطراف ارتباط برقرار میکنیم و برنامه ریزی ، نشان میدهد که ما چه مدلهایی را برای تفسیر واقعیت و سپس برنامه ریزی (ذهن خود یا دیگران) مد نظر قرار میدهیم.ترکیب این سه کلمه ، علمی را میسازد که به برنامه ریزی عصبی کلامی معروف است و نشان می‌دهد که چگونه ذهن و زبان با هم همکاری کرده و می‌توانند بدن و رفتار و درک ما از جهان اطراف را تحت تأثیر قرار دهند .NLP یک مدرسه عملی از افکار است و تکنیک‌های آن می‌تواند باعث رشد فردی ،رفتاری و انعطاف پذیری بیشتر شما شود .همچنین این علم، تفکر استراتژیک و هدفمند را مورد تاکید قرار میدهد و همچنین سعی دارد درک دقیقی از فرایندهای فکری و ذهنی پشت یک رفتار را به دست آورده ، و با استفاده از آن راه حل‌هایی را برای اصلاح آن رفتار ارائه کند .یکی از نقاط قوتهای این علم این است که راه‌حل‌های ارائه شده توسط آن بسیار ساده هستند و کاملاً مرحله به مرحله تبیین می‌شوند(دقیقا مانند یک برنامه کامپیوتری) .NLP مهارت‌ها و ابزارهایی پیشرفته را برای رشد فردی معرفی کرده و همچنین سیستمی از باورهای قدرتمند و انرژی بخش و پیش فرضها را ، درباره ماهیت انسان‌ها ، ارتباط و اینکه تغییر چگونه رخ می‌دهد بیان می‌کند .

دو اصل اساسی که NLP بر آنها بنا شده است

۱٫ نقشه ، همان قلمرو نیست ! : به عنوان یک انسان ما هرگز نخواهیم توانست واقعیت را همان‌طور که واقعاً هست درک کنیم .ما انسان‌ها همواره تنها درک خود از واقعیت را داریم.تجربه ایی که ما از جهان اطراف داریم ، بر این اساس شکل می‌گیرد که چگونه آن را به خود نشان می‌دهیم و چه احساسات و ورودیهایی را تجربه می‌کنیم .معمولاً این واقعیت نیست که به ما قدرت می‌دهد یا ما را محدود می‌کند ، بلکه نقشه‌ای که ما از واقعیت به خود نشان می‌دهیم است که به ما انرژی بخشیده یا همه قوای ما را محدود می‌کند .
احتمالاً در زندگی این موضوع را تجربه کرده‌اید که مثلاً یک روز که کاملاً پر انرژی و شاد هستید به یک باره در انتهای روز ، بدون اینکه اتفاقی رخ داده باشد ، ناگهان دنیا را تماماً سیاه و تیره میبینید.علت این مسئله چیست؟
چرا بعضی اوقات ، حتی با وجود اینکه واقعیت زندگی شما کاملاً یکسان و ثابت است و اتفاق خاصی رخ نداده است ، احساسات مختلفی را تجربه میکنید ؟
این مسئله نشان می‌دهد ، که ماهمواره فقط ادراکات خود از واقعیت را متوجه می‌شویم و درواقع ، گویی فقط نقشه‌ای را از یک شهر بزرگ به دست می‌گیریم . بدیهیست که این نقشه ، قطعاً برابر با خود این شهر نیست و تجربه حضور در خود این شهر تجربه‌ای کاملاً متفاوت است.
تقریبا همه ی افراد نقشه‌ای را به دست گرفته و واقعاً باور می‌کنند که این نقشه برابر با تمام واقعیت است.چندبار شده است که در زندگی خود مثلاً به خاطر رفتن یک فرد از زندگی‌تان که با او رابطه عشقی نزدیکی داشتید ، در ابتدا بسیار ناراحت و افسرده شوید .اما پس از مدتی ، رفتن این فرد را ، بزرگ‌ترین موفقیت زندگی خود بدانید ؟ فکر می‌کنید چرا این اتفاق رخ می‌دهد؟ علت این است که شما همواره با درک و تصورات خود از واقعیت زندگی می‌کنید نه با خود آن .چرا بعضا از فردی که مدت‌ها عاشقش بودید ، متنفر می‌شوید ؟ علت این است که درک شما از این فرد تغییر می‌کند (حتی وقتی که آن فرد ، کماکان همان فرد باشد).
بنابراین اصل اول بیان می‌دارد که هیچگاه فکر نکنید نقشه برابر با خود قلمرو است ! شما تنها در حال درک یک نقشه از واقعیت جهان و زندگی خود هستید و در بسیاری از اوقات همین نقشه باعث محدودیت شماست نه خود واقعیت ! مثلاً ممکن است یک فرد باور داشته باشد که با توجه به وضعیت حاد زندگی او ، پیشرفت و موفقیت غیر ممکن است.این باور ، یک نقشه است که فرد مذکور از واقعیت زندگی خود ایجاد کرده است و علم NLP بیان می‌کند که این نقشه هرگز برابر با واقعیت نیست. کافیست این فرد ، جهان اطراف را بنگرد تا متوجه شود که چگونه افراد بسیار زیاد دیگری که وضعیت زندگی آنها حتی بسیار بدتر از او بوده است به موفقیت‌های بسیار بزرگی دست یافته‌اند .

the map is not the territory

۲٫ زندگی و مغز انسان ، فرآیندهای سیستماتیکی هستند :  اصل دوم تأکید می‌کند آنچه که در درون انسان ، یا در ارتباطات او با دیگران و دنیای اطراف رخ می‌دهد ، نظام‌مند و قاعده‌مند است .اگر حس بدی دارید ، این حس بد ، به علت پیروی از قوانین مشخص و با انجام مراحل نظام مندی رخ داده است.اگر عاشق یک فرد میشوید ، این مساله علت علمی دارد ، اگر از او متنفر میشوید ، این مساله علت و مراحل علمی مشخصی دارد.اگر افسرده شده اید ، شما مسیرهای نورولوژیکی و فکری مشخصی را انتخاب کرده اید که به اینجا ختم شده است.شما باید مسیر های فکری مشخصی را طی کنید تا این شرایط برای شما رخ دهد.

همه‌ی مدل‌ها و روشهای علم NLP  ، بر اساس همین دو اصل و از ترکیب آنها بنا شده‌اند .طبق نگرش این علم ، انسان‌ها هرگز نمی‌توانند خود واقعیت را همانطور که هست درک کنند ، اما در عوض می‌توانند یک نقشه غنی و ارزشمند از واقعیت را به وجود آورده و با استفاده از آن سریع‌ترین سرعت رشد فردی را تجربه کنند .انسان‌ها هرگز نخواهند توانست یک نقشه ی واحد به وجود آورند که بهترین باشد.اما می‌توانند غنی‌ترین نقشه ممکن را بسازند که نتیجه آن ایجاد وضعیتی فوق‌العاده‌ ، برای دنیای درونی و همچنین دنیای بیرونی فرد باشد.

bandler-grinder

بنیان‌گذاران این علم ، John Grinder (تصویر راست،که در علم زبان شناسی تحصیل کرده است) و Richard Bandler ( تصویر چپ، که پیشینه آن در ریاضیات بوده است ) هستند و ابداع این علم ، توانستند یک مدل کاملا دقیق را برای ایده آل شدن و موفقیت انسان به وجود آورند.



صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه)
0%