چرا وقتی کسی ناظر کار شماست ، کاری را که سالهاست به انجام آن مسلط هستید ، خراب میکنید ؟ چرا وقتی از راه رفتن هزارپا تعریف میکنند ، راه رفتن یادش میرود ؟!


بله ! این مقاله ، یکی از مقاله هایی است که بسیار شایع بوده و با خواندن آن ، مفهوم بسیار ارزشمندی را فرا خواهید گرفت.

آیا تابحال شده است که به محض اینکه کسی از شما تعریف میکند ، کاری که سالهاست به آن مسلطید را خراب کنید ؟

آیا شده است بمحض اینکه رییس بالای سرتان می آید ، به یکباره همه چیز را خراب کنید ؟

آیا شده است که حین انجام کاری باشید و به یکباره سنگینی نگاه دوستتان را حس کنید و کار را خراب کنید ؟

چرا چنین چیزی رخ میدهد ؟ حتما ادامه مقاله را دنبال نمایید:

چرا چنین چیزی رخ میدهد ؟

علت این مساله ، این است که وقتی ما چیزی را خوب انجام میدهیم که آن کار ،با تمرین زیاد، به یک فرآیند ناخودآگاه تبدیل شود و در واقع ، ضمیر ناخودآگاه ما کنترل کننده آن شود.درواقع ، ما کارهایی را خوب انجام میدهیم که پس از تمرین زیاد ، حرکتی ناخودآگاه شده و حین انجام آن ، فکر زیادی نکنیم.

در حقیقت ، وقتی ما سعی داریم مهارت جدیدی را یاد بگیریم (مانند رانندگی) ، در ابتدا از بخش خودآگاه هنمان استفاده میکنیم و به همین علت ، برای یک فرد نوپا در رانندگی ، بسیار سخت است که حین انجام آن، صحبت کند یا با موبایل حرف بزند.زیرا همه ی پهنای بخش خودآگاه  ذهن او ، محو یادگیری مهارت جدید شده است.اما فقط کافیست دقت کنید که پس از مدتی ، چطور رانندگی کردن به کاری ناخودآگاه تبدیل شده و باعث میشود که فرد ، حین رانندگی ، حتی کارهای دیگری را نیز انجام دهد.درواقع ، بخش خودآگاه ذهن ما ، مسئول منطق و فکر کردن است ، نه عمل کردن.و این ، ضمیر ناخودآگاه است که اجرا و عمل کردن به بهترین کیفیت را بر عهده میگیرد.

زمانی که ما نهایتا مهارت مربوطه را فرا گرفتیم ، فرآیند مربوطه ناخودآگاه میشود به همین دلیل ، شما حتی میتوانید بدون فکر کردن ، آن کار را به خوبی انجام دهید زیرا فرآیند ، ناخودآگاه شده است.

خوب ، اما ربط این مساله ، به موضوع مقاله چیست ؟ چرا میگویند اگر راه رفتن هزارپا را تحسین کنی ، راه رفتن یادش میرود ؟

سوال خوبیست !

در حقیقت ، وقتی شخص ، مهارتی را به خوبی یاد گرفته است ، آنرا بصورت ناخودآگاه انجام میدهد.اما وقتی شخصی از شما تعریف میکند ، یا اینکه به شما استرس میدهد و حس میکنید که تحت نگاههای دیگران هستید ، در یک لحظه ، این فرآیند مجددا توسط بخش خودآگاه ذهن انجام میشود و به همین دلیل ، همه چیز خراب میشود !

یک مثال رایج که بیشتر در مورد خانمها رخ میدهد این است که مثلا ، با اینکه مسلط به رانندگی هستند،اما وقتی کسی کنار آنها مینشیند یا کسی از آنها تعریف میکند ، به یکباره گویی طلسم میشوند و همه چیز از یادشان میرود ! علت این مساله این است که در آن لحظه ، مجددا ضمیر خودآگاه کنترل را بر عهده میگیرد و به همین علت همه چیز خراب میشود !

یک تمرین جالب !

میگویند ، برای اینکه بتوانید تعادل خود را ، برای ایستادن روی یک پا ، افزایش دهید ، باید به یک نقطه خیره شوید.اما علت چیست ؟

وقتی که شما روی یک پا می ایستید ، کنترل تعادل شما با ضمیر ناخودآگاهتان خواهد بود.زیرا طی سالیان عمرتان ، ضمیر ناخودآگاه ، طبق تجربه(راه رفتن ، کوه نوردی و …) یاد گرفته است که چگونه تعادل شما را حفظ کتد.

اما وقتی کسی به یکباره با شما مسابقه ایی میگذارد تا روی یک پا بایستید ، بخاطر استرس وارد شده ، مجددا ضمیر خودآگاه ، در انجام کار دخیل شده و مهارتهای چندین ساله ی شما به باد میرود !

به همین علت است که میگویند ، برای تعادل بهتر ، باید روی یک نقطه خیره شوید.فکر میکنید چرا ؟ زیرا با خیره شدن به یک نقطه ، شما مجددا ضمیر خودآگاهتان را مشغول کرده و مجددا این کار را به یک فرآیند ناخودآگاه تبدیل میکنید و دوباره از همه ی مهارتهای خود بهره میبرید.

چقدر جالب ! اما راه حل چیست ؟

راه حل این است که حین انجام کار ، فکر نکنید ! بخش کانشس و خودآگاه ذهنتان را با چیز دیگری مشغول کنید.مثلا میتوانید شمارش از یک تا ده و معکوس را انجام دهید تا ضمیر خودآگاه مشغول شود.همچنین با تمرین کردن زیاد ، میتوانید قدرت ضمیر ناخودآگاه در انجام فعالیت مربوطه را مدام بیشتر کنید.در این حالت ، شما مجددا میتوانید کار مربوطه را بصورت ناخودآگاه و کیفیت عالی انجام دهید و دیگر مشکلی نخواهید داشت.هرگز اجازه ندهید که ضمیر خودآگاهتان ، آگاه شود که در حال انجام چه کاری هستید ! مدام ضمیر خودآگاه را خاموش کنید و آنرا مشغول نگاه دارید تا بیکار نشود !



صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه) دوره های جامع