تصور عموم درباره صفات و ویژگیهای موجود در حقیقت این جهان، تصوری دو قطبی و باینری است. مثلا، شجاع بودن در مقابل ترسو بودن، یا پر تلاش بودن در مقابل تنبلی ! حال آنکه در حقیقت، دوقطب موجود برای صفات هردو یکی هستند و پاسخ یک قطب دقیقا در قطب دیگر یافت میشود. یعنی اگر هر قطب را تا انتها روید، به یکباره به قطب دیگر میرسید. اما ارتباط این موضوع با انجام بیشترین حجم کار چیست ؟ بله، کافیست به قطب دیگر آن یعنی تنبلی و هیچ کار نکردن بنگرید…
میخواهید بیشترین حجم کار را انجام دهید ؟
حقیقت این جهان بینهایت جالب و جذاب و سرشار از پارادوکس ها و تضادهاست ! و وجود پارادوکس، چیزی است که مردم بصورت عادی به آن عادت ندارند ! زیرا سالهاست که یاد گرفته اند با ابزار کلام و زبان و بصورت “منطقی و خطی و دوقطبی(شجاع و ترسو، خوب و بد، کوشا و تنبل)”، درباره هر چیز فکر کنند و تا تضاد ببینند یا بشنوند، یا به صحت آن شک میکنند یا از آن متنفر میشوند(ممکن است خواندن این مقاله از قدرت نامحدود برای شما سخت باشد) ! اما جالب ترین نکته اینجاست که پاسخ هر قطب دقیقا و فقط در قطب مقابل یافت میشود و این موضوع، فقط توسط افرادی از سطوح هوشیاری فراتر میتواند دیده شود. وگرنه عموم مردم دو قطب را همواره کاملا مجزا از هم میبینند.
اگر میخواهید کوشا ترین فرد باشید، پاسخ در قطب مقابل، یعنی تنبلی است. اگر میخواهید بیشترین حجم کار را انجام دهید، کلید در مدتی هیچ کار نکردن(مدیتیشن) است. در واقع بیشترین حجم کار با بالاترین بازده را کسی انجام میدهد که در افکارش، روی قطب مقابل(تنبلی) متمرکز است، به این معنا که میخواهد کمترین مقدار کار را انجام دهد. و چون میخواهد کمترین کار را انجام دهد، به همین علت مثلا، خلاقانه ترین راه حلها و اختراعات و ابداعاتی را رقم میزند که کاری سنگین را به سادگی و سریع انجام میدهد. بدین ترتیب به یکباره، از قطب تنبلی، چیزی در قطب مخالف اش را(یعنی دستگاهی که بیشترین حجم کار را به سادگی انجام میدهد) خلق و اختراع میکند ! مثال دیگر اینکه زمانیکه شما قصد میکنید بیشترین حجم کارها را بصورت همزمان پیش ببرید و مدام در عجله هستید، به یکباره سر از قطب دیگر در می آورید، گویی هیچ کاری درست انجام نمیشود. و… .
نکته جالب درباره این تضادها این است که انسانها بصورت عادی، هرگز پاسخ یک چیز را در قطب متضادش نمیبینند و انجام این کار، به نوعی نیاز به هوشیاری فراتر دارد زیرا باید خلاف غریزه و افکار منطقی تان عمل کنید. پارادوکس، دشمن زبان و کلام است به همین علت تا زمانیکه از کلام و زبان برای فکر کردن درونی خود استفاده میکنید، به چنین نگرشهای عمیق و تیز بینانه ای به سختی دست پیدا خواهید کرد در حالیکه بزرگترین تحولات شما در همینهاست، به همین علت است که مدیتیشن و سکوت اینقدر اهمیت دارد زیرا تمرین خروج از چرخه منطقی زبان است. اگر آنچه گفته شد را عمیقا فهمیده باشید، گام بزرگی برداشته اید.
صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه) دوره های جامع

