رفتن پیش مشاور و روانشناس برای سوالاتی مانند : “با کبری ازدواج کنم یا نه ؟ از اصغر طلاق بگیرم یا نه !؟”

SAD
زمان لازم برای مطالعه : 2 دقیقه و 11 ثانیه

بسیار نگران میشوم وقتی میشنوم که مردم پیش روانشناس و مشاوران میروند و سوالاتی مانند : “با کبری ازدواج کنم یا نه ؟! از اصغر طلاق بگیرم یا نه !؟” میپرسند. نگرانی من برای مردم زمانی بیشتر میشود که آن روانشناس یا روانپزشک، لیستی از عناوین بزرگ و دهن پرکن و مدارک معتبر از بهترین دانشگاه های جهان را نیز داشته باشد ! زیرا در اینصورت مردم معمولا ساده تر، و بصورت چشم بسته حرف او را قبول میکنند. اما چرا !؟! مگر راهنمایی گرفتن بد است !؟ چه چیز از این کار نگران کننده است !؟

رفتن پیش مشاور و روانشناسان معمولی در مشکلاتتان

عده زیادی از مردم، در زمانهایی که در رابطه عشقی خود یا در بخشهای دیگر از زندگیشان، به مشکل میخورند، با کمی پرس و جو از دوستان یا یافتن تابلوی یک روانپزشک یا مشاور دهن پر کن، مستقیما سراغش رفته و نظر مشاور را در مورد مشکل مربوطه جویا میشوند و بر اساس آن حرف عمل میکنند. سوالاتی مانند : “با او ازدواج کنم یا نه؟ از او جدا شوم یا نه ؟ در شغل فعلی بمانم یا شغلم را عوض کنم ؟ کنکور را در زمان باقیمانده قبول میشوم یا نه؟ و… ” از جمله سوالاتی هستند که ممکن است به خاطر آنها، سراغ مشاوری بروید یا رفته باشید. اما مشکل رفتن پیش روانشناسان یا روانپزشکان معمولی و رایجی که در سطح جامعه هستند چیست !؟

پاسخ : مشکلات زیادی وجود دارد ! یکی از چیزهایی که با شنیدنش قلبم به درد می آید، رفتن مردم سراغ روانپزشکانی است که به سرعت قرص تجویز میکنند و نام هزاران بیماری را بر مردم میگذارند، بدون اینکه دلیل اصلی بیماریهای ذهنی و روحی را متوجه شوند. اینها کسانی هستند که معمولا هیچ چیز از عمق وجود انسان نفهمیده اند و انسان را مانند یک ماشین مکانیکی میبینند که مثلا علت افسردگی اش، به هم خوردن توازن هورمونهاست و بنابر این از نظر آنها باید با قرصهایی که هزاران عوارض دارند، وضعیت هورمونها را دوباره درست کرد ! بیچاره بیمار مادر مرده ای که پیش اینها میرود و با قرصهایی که هزاران عارضه دارد، صورت مساله بصورت موقت برایش حل میشود، بدون اینکه مشکل بصورت ریشه ای و از درون ذهنش حل شده باشد. مثلا در مورد بیماریهایی مثل افسردگی، باید آگاه شوید افسردگی هرگز یک مشکل یا بیماری مکانیکی یا شیمیایی نیست که بخواهد با داروهای بسیار خطرناکی که معمولا تجویز میکنند درمان شود. بلکه ریشه افسردگی دقیقا به نگاه ها، باورها، نگرشها و زاویه دیدی که بصورت غالب به زندگی دارید یا بصورت دقیق تر، تونل واقعیتی که در آن قرار گرفته اید و وضعیت ضمیر ناخودآگاهتان وابسته است. که میتوان با کمی آموزش، به سادگی آنرا از درون حل کرد. نه اینکه سراغ قرص هایی بروید که فقط بصورت موقت مشکل را ناپدید میکنند، در حالیکه ریشه مشکل هنوز پابرجاست !

مشکل دیگر این است که وقتی از یک روانشناس میپرسید از اصغر طلاق بگیرم یا نه، و او میگوید طلاق بگیر(و مثلا بیا همسر من شو!!) یا نگیر و با او بساز و پایش بمان و پیر شو، شما در حقیقت در حال پول دادن به یک فرد دیگر(مشاور) هستید، تا سلیقه شخصی خودش را وارد زندگی شما کند ! در حقیقت شما دارید با انتخاب و سلیقه یک فرد دیگر زندگی میکنید که این به علت نداشتن اعتماد به نفس است. ممکن است بگویید خیر ! او سواد و آگاهی دارد و میداند خیر من چیست. و پاسخ این است که مشکل شما در عدم شناخت حقیقت این جهان و انسان است. ذهن هیچ انسانی نمیتواند صلاح و نفع شما را تشخیص دهد زیرا حقیقت پیچیده تر از آن است که ذهن خودآگاه بتواند به تحلیل و آنالیز آن بپردازد ! همچنین، در جهان، فقط یک تصمیم و یک راه درست مطلق وجود ندارد ! همه چیز نسبی است. اینکه از اصغر جدا شوید یا نشوید، هیچ پاسخ مشخص و دقیقی ندارد. بلکه هر کدام فقط و فقط یک انتخاب است و هر راه، نسبت به راه دیگر، هزاران مزیت مجزا برای شما دارد !!! هرگز اجازه ندهید یک روانشناس جای شما زندگی کند و به شما بگوید از اصغر طلاق بگیرید یا نه ! نسبت به انتخاب خودتان اعتماد و عزت نفس داشته باشید ! با این وجود، باید گفت که در طرف مقابل، بهترین مشاوران، کسانی هستند که بدون اینکه بخواهند به جای شما برای زندگیتان تصمیمی بگیرند، فقط شما را به قدرت درونی و بالاتر میرسانند تا به وضعیت ذهنی و درونی بهتری دست یابید و در نتیجه خودتان، تصمیم های کارآمد تری برای زندگیتان بگیرید. اینها کسانی هستند که به شما ماهیگیری یاد میدهند، نه اینکه ماهی ها را بر اساس سلیقه خودشان، به دست شما بدهند !



صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه)
0%