آیا صحبت کردن درمورد مشکلاتم ، ایده ی خوبیست ؟ چرا برخی ها مدام درحال حرف زدن درمورد مشکلاتشان هستند با اینکه بنظر میرسد اینکار هیچ سودی برایشان ندارد ؟


آیا صحبت کردن درمورد مشکلاتم ، ایده ی خوبیست ؟

آیا باید درباره مشکلاتم حرف بزنم ؟
یا آنها را شخصی نگه دارم ؟
آیا صحبت کردن درباره مشکلاتم با مردم ، باعث بهتر شدن حس من خواهد شد ؟

چرا برخی ها مدام درحال حرف زدن درمورد مشکلاتشان هستند با اینکه بنظر میرسد حرف زدن هیچ سودی برایشان ندارد ؟

به این داستان توجه کنید :

“او شبی را با بیخوابی سپری کرد زیرا مشکل عجیبی در ماشین او به وجود آمده بود.این درحالیست که او، صبح روز بعد ، قرار کاری مهمی داشت و به همین علت ، بسیار نگران بود.اندکی بعد ، تصمیم گرفت که خود ، ماشین را تعمیر کند !

بنابر این ، او جعبه ابزار و دفترچه راهنمای ماشین را آورد تا بتواند آنرا تعمیر کند.در یک لحظه ، نکته ی جالبی را متوجه شد ! اینکه بمحض جمع کردن ابزارهای لازم و آوردن دفترچه راهنمای خودرو ، او اکنون، حس بسیار بهتری داشت ! بله ! قطعا حسهای منفی او ، پایان نیافته بود ، اما بهبود بسیاری را در حس و حال خود متوجه شد و دیگر خبری از افکار منفی شدید نبود ! همینکه با دوستی تماس گرفت و مشکل را با او در میان گذاشت و راهنمایی گرفت ، حسش دوباره بهتر و بهتر شد تا اینکه نهایتا ، با آمدن دوستش ، حس فوق العاده ایی را تجربه کرد ! ماشین هنوز تعمیر نشده بود اما حس او واقعا بهتر بود ! چرا ؟!

چه اتفاقی افتاد ؟

چرا برخی اوقات ، با وجود اینکه مشکل ما حل نشده است ، به محض شروع کوچکترین تلاش ، حس بهتری پیدا میکنیم ؟ علت این مساله این است که بمحض اینکه ضمیرناخودآگاه شما باور کند که امید ، دوباره بازگشته است ، حس خوب را به شما خواهد داد.

حالت روحی شما در هر لحظه ، باتوجه به نحوه نگرش شما به گذشته ، حال و آینده تان رقم میخورد.حتی اگر گذشته شما بسیار سیاه باشد و هیچ چیز جالبی نیز در لحظه حال ، در زندگی خود نیابید ، شما کماکان میتوانید حس خارق العاده ایی را با امید داشتن به آینده ایی روشن ، برای خود رقم بزنید.

به عبارت دیگر ، مثبت فکر کردن درباره آینده ، قطعا باعث خواهد شد که شما حس خوبی پیدا کنید.البته مطمئنا میدانید که گفتن جمله ی “مثبت بیاندیش !” به خودتان ، چیزی را تغییر نخواهد داد ، اما راه بهتر این است که واقعا شروع به عمل کنید و با تلاشهای اندک، امید را دوباره به ضمیر ناخودآگاه خود بازگردانید.

وقتی شما عملی میکنید و آن عمل، امید را به ضمیر ناخودآگاهتان بازمیگرداند ، شما بصورت اتوماتیک ، شروع به مثبت اندیشی خواهید کرد و حس بهتری خواهید داشت ، حتی اگر مشکل شما ، هنوز رفع نشده باشد.

جمع بندی

وقتی شما ، بجای صرفنظر کردن از مشکلاتتان ، شروع به صحبت درباره آنها میکنید ، درواقع ، درحال دادن این پیغام به ضمیر ناخودآگاهتان هستید که شما درحال تلاش هستید و چنین کاری ، برای بازگرداندن امید به ضمیر ناخودآگاه شما کافیست ! و با همین کار ، حس بد شما از بین خواهد رفت.

البته باید دقت کنید که همین صحبت کردن مداوم دربرابر مشکلات نیز ، اگر بصورت عادت در بیاید ، دیگر اثر لازم را نداشته ، و ضمیر ناخودآگاه شما ، مجددا با حسهای بد ، مجازاتتان خواهد کرد.درواقع باید بدانید که شما نخواهید توانست ضمیرناخودآگاهتان را گول بزنید ! بلکه باید واقعا نشان دهید که در حال تلاش برای رفع مشکل مربوطه هستید.توصیه ما این است که با عمل کردن ، به ضمیر ناخودآگاه خود ثابت کنید که درحال تلاش هستید تا مجددا حس خوبی به شما بدهد.

صحبت کردن درمورد مشکلات ، دقیقا مشابه آماده کردن جعبه ابزار ، قبل از تعمیر ماشین است.این کار ، دقیقا همانند این است که شما ، ابزارهای تعمیرات ماشین خود را ، از درون جعبه ، به بیرون آورده و راهی را برای حل مشکل پیدا کنید.درواقع ، این چیزی است که ضمیر ناخودآگاه شما ، از حرف زدن درباره مشکلات، برداشت میکند.

باید بدانید که حتی حرف زدن با خودتان هم ، کمک خواهد کرد که حس بهتری پیدا کنید.شما حتی با نوشتن افکار یا برنامه ریزی کردن برای رفع مشکلات ، خواهید توانست امید را مجددا به ضمیر ناخودآگاه خود بازگردانید.



صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه) دوره های جامع