چرا بسیاری از افراد موفق و مؤسسین شرکتها طلاق میگیرند ؟
قبل از اینکه بخواهیم رابطههای چنین افرادی را مورد بررسی قرار دهیم و علت طلاق گرفتن آنها را مشخص کنیم باید درک کلی را نسبت به شخصیت چنین افرادی به دست آوریم .مؤسس یک شرکت معمولاً فرد جاهطلبی است که دوست ندارد بازی را با قواعد نرمال آن بازی کند .
درحالیکه یک فرد معمولی میتواند با یک شغل نرمال خوشبخت باشد ، مؤسس یک شرکت و یک فرد موفق ، موفقیت بیشتر ، پول بیشتر ،آزادی بیشتر را میخواهد . یک مؤسس شرکت فقط به خاطر این که کاری را دوست دارد آن را آغاز نمیکند بلکه آن را آغاز میکند زیرا به شدت به آن علاقه دارد و اهدافی را دارد که برایش نقش مرگ و زندگی را دارند .
مطمئن هستیم که در حال حاضر شما میتوانید حدس بزنید که چنین فردی ، چه مشکلاتی را میتواند در رابطه عشقی خود تجربه کند.
چرا بسیاری از مؤسسین شرکت ها و افراد موفق طلاق میگیرند
همه ویژگیهایی که برای یک موسس شرکت یا فرد موفق ذکر کردیم ، در سطح جهان ، تماماً صفات شخصیتی خوبی شناخته میشوند .حال اگر این صفات خوب هستند پس چرا به محض ازدواج ، مشکلاتی به وجود میآید ؟دلایل ممکن برای این مسئله عبارتند از:
1. اولویت دادن کار : همانطور که گفتیم کار کردن برای چنین فردی، مسئله مرگ و زندگیست .هیچ مؤسس شرکتی راضی نیست که آینده تجارت خود را به هر شکلی به خطر بیندازد .به همین علت بعضاً این عطش سوزاننده ، به رابطه عشقی نیز لطمه زده و آن را در اولویتهای بعدی قرار میدهد .
2. وقت آزاد محدود : چنین فردی معمولاً اوقات آزاد محدودی دارد .اگر همسر این فرد،این رفتارش را نشانه عدم علاقه یا نبود عشق بداند ، احتمال رخ دادن طلاق بسیار بالاست .
3. برخی از مؤسسین شرکتها نمیخواهند مسئولیتهای بیشتری را قبول کنند : میگویند استیو جابز تا حدی روی آینده کاری خود متمرکز بود که وقتی شنید دوست دخترش باردار است ، به شدت ناراحت شد .درحالیکه بسیاری از پدر و مادرها دوست دارند بچه داشته باشند بسیاری از مؤسسین شرکتها کودکان را به عنوان یک حواس پرتی میدانند و به همین علت واضح است که این طرز نگرش ، تضادهایی را در رابطه عشقی به وجود میآورد .
4. زندگی در شرایط پراسترس : مؤسسین شرکتها به ندرت زندگی آرامی دارند.این مساله که آنها مدام در حال کار،تحت استرس و فشار مداوم هستند ممکن است برای اطرافیان سخت باشد و اطرافیان چنین فردی ، ممکن است نتوانند در این وضع آرام باشند .برخی از این افراد ، وقتی شرایط خوب پیش نمیرود ، ممکن است عصبانی شوند یا حتی از شرایط متنفر شوند زیرا اهداف آنها ، برایشان نقش مرگ و زندگی را دارد .
5. نبود ثبات : یک مؤسس معمولاً به دنبال پایداری و ثبات نیست بلکه به جای آن دنبال رسیدن به دستاوردهای بزرگ است و برای رسیدن به این دستاوردها بعضا باید ثبات و پایداری را در زندگی خود قربانی کند .این درحالیست که بسیاری از مردم نمیتوانند بدون یک وضعیت اقتصادی مشخص و باثبات زندگی کنند.این مسئله میتواند باعث درگیریهایی بین است این فرد و همسرش شود و مثلاً همسر این فرد ارزش کار و تجارت او را زیر سؤال ببرد .در این صورت همانطور که گفتیم با توجه به روانشناسی فرد مذکور چنین برخوردی اصلا مطلوب مؤسس یک شرکت نیست و باعث ناراحتی او خواهد شد .
چگونه میتوان جلوی این جدایی و طلاق را گرفت
حفظ تداوم رابطه وظیفه مرد و زن است .درحالیکه بسیاری از مردم دوست دارند موسسین شرکتها و فرد موفق را بخاطر افراط در کار و سایر ویژگیها سرزنش کنند کماکان این واقعیت که زن، مردی جاه طلب را دوست داشته است باید باعث شود که هزینههای چنین دوست داشتنی را نیز درک کند .
اگر یک زن مرد جاهطلبی را دوست دارد که اهداف بزرگی مانند تغییر همه دنیا را دارد ، او باید درک کند که این مرد بسیار مشغول خواهد بود و تجارت او برایش اولویت بسیار بالایی خواهد داشت .
از طرف دیگر ، مؤسس یک شرکت باید زمان ازدواج خود را به دقت تعیین کند در غیر این صورت رابطه عشقی خود را در معرض خطر قرار داده و رابطه ایی ناپایدار را ایجاد خواهد کرد .همچنین افراد موفق و موسسین شرکتها ، باید سعی کنند وقت لازم را به رابطه عشقی خود نیز اختصاص دهند زیرا داشتن یک رابطه نا کارآمد ، انرژی بیشتری را از آنها خواهد گرفت.
صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه) دوره های جامع

