آیا داشتن آرزوهای دور و دراز دنیایی با مسیر رشد و تحول معنوی من تضاد دارد ؟


سوالی که برای برخی‌ها مطرح می‌شود این است که آیا داشتن آرزوهای دور و دراز، با مسیر رشد در ابعاد فراتر از جهان فیزیکی تداخل و تضاد دارد ؟

آرزوهای شما و رشد معنوی

احتمالا دیده اید که در مکاتب بسیار زیادی در سطح جهان و در طول تاریخ، داشتن آرزوهای دور و دراز و خواستن چیزهای مختلف، کاملا مذموم شناخته شده و رد میشود و ریشه ایجاد شدن این سوال در ذهن افراد نیز، دقیقاً به همین آموزه ها باز می‌گردد. مثلاً نگرش‌هایی مانند “خواستن رنج است” که در نگاه بودایی ها مطرح میشود، یکی از این موارد است که به افراد، درباره خواستن چیزی در دنیا حس گناه میدهد.

 باید گفت خواستن و آرزو داشتن، ذاتاً نه تنها هیچ عیبی ندارد بلکه هیچ گونه رنجی نیز درونش نیست و بسیار عالیست. در حقیقت آرزوهای شما و آنچه می‌خواهید، میتوانند امید، انرژی، انگیزه و حس هیجان و اشتیاق را وارد این لحظه از زندگی شما کنند که این فوق العاده است. مشکل از جایی آغاز میشود که شما به آن چیزی که میخواهید حس نیاز شدید پیدا میکنید و آنرا بخشی از هویت خود کرده و بدون آن حس ناقص بودن و احساس بدی پیدا می‌کنید. اولین نتیجه این نوع نگرش، این است که شما از لذت بردن از تصور رسیدن به آرزوی خود در همین لحظه، محروم میشوید و به جای آن، حس کمبود و نیاز را وارد این لحظه از زندگی خود میکنید که این حس بد، اولین واکنش هوش وجود شما به یک مسیر و نگرش اشتباه است.

همچنین از نظر مسیر رشد معنوی نیز باید بدانید شما دیر یا زود باید از “من دروغین” خود جدا شوید و بزرگترین هدف بودن شما دقیقا همین است. زیرا من حقیقی شما، بدون فرم و بدون شکل است و مانند یک ظرف تو خالی است(هوشیاری خالص) که هرچیز دیگری درون آن رخ میدهد و به ماشین مدل بالا یا هرچیز دیگری نیاز ندارد زیرا به تنهایی کامل و همه چیز است ! اینکه مثلا به یک ماشین مدل بالا علاقمندید و حس اشتیاق به آن دارید، بینظیر است و اتفاقا میتوانید با این نگاه، انرژی خود را در لحظه بالا ببرید. اما زمانیکه این ماشین زیبا که بسیار هم لذت بخش است، تبدیل به “ماشین من” میشود و به هویت شما گره میخورد، باید بدانید شما قرار دادی امضا میکنید که آرامش را از خود بگیرید و چیزی را که ذاتا غیر ممکن است به “من حقیقی شما” بچسبد، به خود منگنه میکنید ! باید بدانید نه تنها یک ماشین، بلکه هیچ چیز دیگری به من حقیقی شما نمیتواند بچسبد. حتی اگر یک عمر هم بخواهید چنین چیزی را به من حقیقی خود بچسبانید و منی دروغین بسازید، “مرگ” نهایتا شما را به سمت موجود بینهایت و خارج از زمان و مکانی که در حقیقت هستید برده و تحول را آغاز میکند. و در لحظه مرگ است که تبدیل شما به حالت “بی فرمی” آغاز میشود تا من حقیقی خود را بالاخره تجربه کنید.



صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه) دوره های جامع