خیلیها حداقل بصورت تئوری و در ذهن خود، به خدایی قائلند که بینهایت است. سوالی که جا دارد روی آن فکر کنید این است که مگر بینهایت و لایتناهی، جایی برای غیر از خود نیز باقی میگذارد و مگر چیزی میتواند از این بینهایت خارج نیز باشد !؟ پس چطور مینشینید و درباره خدا حتی در خلوت و اعماق دل خود، “فکر” میکنید !؟
چیزی خارج از بینهایت نیست…
خیلی ها در ذهن خود خدایی را متصورند که واقعا بینهایت است، اما هنوز و عمیقا، عمق این بینهایت بودن را متوجه نشده اند. در واقع چه بسا خیلیها از نظر تئوری، بینهایت بودن خدا را پذیرفته باشند، اما زمانیکه رفتار عملی و نگرشهای آنها مورد بررسی قرار میگیرد، به خوبی میتوانید ببینید که تصورات آنها کاملا در تضاد با بینهایت بودن خدایی است که در ذهن دارند.
اگر واقعا بخواهید صادقانه به موضوع نگاه کنید، یکی از واضح ترین کارهایی که انسانها بصورت ناخودآگاه انجام میدهند، این است که بصورت غیر مستقیم، خدا را از خود جدا میدانند یا خدا را چیزی بیرون از خود میدانند. جالب است که بصورت همزمان، ممکن است عمیقا به توحید نیز باور داشته باشند اما کماکان فقط پوسته ای از آن را متوجه شده اند.
مگر چیزی میتواند از بینهایت خارج باشد !؟ مگر چیزی میتواند غیر از بینهایت باشد ؟ مگر چیزی میتواند از پهنای بی پایان “نامحدود” فرار کند یا مجزا از آن باشد !؟ چطور به صورت خواسته یا ناخواسته، و حتی به بهانه حفظ تقدس خدا، آنرا از ذات و عمق خود مجزا میکنید و مثلا در آسمان میگذارید و با اینکار دقیقا عمق تقدس خدای حقیقی را(که همه چیز و همه جاست و از شما نیز جدا نیست) میشکنید !؟ حتی زمانیکه در اوج ظرافت و دقت و با لباسهای اتو کشیده شروع به حرف زدن در مورد خدا میکنید(حتی اگر این حرف زدن را در دل خود انجام دهید)، بزرگترین کار شیطانی را مرتکب شده اید زیرا خود را چیزی خارج و مجزا از “وجود بینهایتِ خدای حقیقی که شامل همه چیز است” دانسته اید. در حقیقت هیچ چیز جز خدا نیست و اگر به این آگاهی برسید، متوجه خواهید شد که کعبه حقیقی، تمام این آفرینش و همین “بودن در همین لحظه” است که تمام آن هر آنچه هست باید تحسین شود. آنجاست که دیگر پست ترین چیز یا ارزشمندترین چیز برای شما فرقی نخواهد داشت زیرا به یکی بودن همه چیز آگاه شده اید.
صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه) دوره های جامع

