ماندن در سطح درک عادی (فقط همین جهان فیزیکی)، عذابی نقد است که به چشم خیلیها نمی آید !

زمان لازم برای مطالعه : 1 دقیقه و 44 ثانیه

وقتی صحبت از کارما یا قانون عدالت جهانی میشود، و از این حرف زده میشود که هر کار خودخواهانه ای، نقدا جزای خود را دارد، خیلیها به دنبال نزول بلای آسمانی یا بدبختی و رویدادهای بد هستند، حال آنکه گیر کردن در سطح فهم جهان فیزیکی، بزرگترین مجازات نقد است.

مجازاتی نقد که به چشم خیلیها نمی آید !

در مقالات دیگری، شرح داده ایم که کار بد، در حقیقت همان کار خودخواهانه و کاری است که برای حفاظت از مفهوم “من و منیت” توسط یک فرد انجام میشود. همچنین توضیح داده ایم که کارما مشابه یک قانون عدالت جهانی عمل میکند که به محض اینکه یک فرد، کاری خودخواهانه انجام میدهد، عملکردش آغاز میشود و گویی مجازاتی نقد به فرد مذکور میرسد. البته جالب آن است که خیلیها وقتی صحبت از مجازات میرسد، به فکر نزول بلای آسمانی یا بدبختی ها می افتند، حال آنکه نوع اصلی مجازات یک فرد خودخواه و دارای منیت، بسیار ظریفتر و عمیق و شدید تراست. مجازات اصلی، ناهوشیاری از حقایق و قوانین عمیق تر این جهان است !

آنچیزی که خیلی ها از آن کاملا بیخبرند، این است که گیر کردن و ماندن در سطح فهم و درک جهان فیزیکی، مجازاتی شدید و کاملا نقد است ! گیر کردن در سطحی از ادراک و در جهانی که در آن، بدنها سال به سال پیر میشوند، آرزوها به گور میروند، و حتی بهترین دستاوردها به گور میروند، و ندیدن و نرسیدن به ادراکات و قوانینی فراتر از اینها، مجازاتی شدید و نقد است ! وقتی ادراکات یک فرد، فکرهایی که در سر دارد، روشهایی که برای رسیدن او به خواسته هایش وجود دارد و تحلیلهایی که در ذهن خود دارد و کل توان یک فرد، به سطح درک و قوانین جهان فیزیکی تقلیل پیدا میکند(با انجام کارهای خودخواهانه و دور شدن از هویت حقیقی)، این فرد عملا در مجازاتی نقد به سر میبرد. زیرا جهان فیزیکی، جهانی است که چه بخواهید و چه نخواهید، مشکلات در آن هست، محدودیتها در آن هست و همه چیز مکانیکی، سرشار از محدودیت و قفل پیش میرود و حتی بهترین دستاوردها در آن آسیب پذیر و فانی هستند. در این میان، کسی که بیشترین درکش از این لحظه و از جهان، در سطح همین جهان فیزیکی است، عملا در رنجی دائم و قفل در محدودیتهاست و مجازاتی بزرگتر از این وجود ندارد ! اگر تمام درکی که تاکنون از زندگی داشته اید همین جهان فیزیکی است و نگرشهای شما در همین حد است، به سادگی با نگاهی به کیفیت احساسات روزمره تان، میتوانید متوجه شوید که عملا در جهنم گیر افتاده اید. بطوریکه قیمت دلار نیز تمام زندگیتان را به عزا مینشاند.

در طرف مقابل، کسی که از مفهوم من و منیت فراتر میرود و چیزی فراتر از جهان فیزیکی را در عمق وجودش بیابد، اوست که همچون کسی که بالاخره از کابوسش بیدار شده، قدرتی فراتر میابد و آگاه میشود خالق تمام این خوابها فقط خودش بوده است. و این بهشت حقیقی است. در غیر اینصورت، جهان فیزیکی ذاتا اینگونه است که هر چقدر هم که ظاهرا به کسی خوش بگذرد، در عمل تمام این خوش گذشتنها نیز از جنس جهان فیزیکی و منطقی و محدود است که ذاتا فانی و تغییر پذیر است و لذتهای جهان فیزیکی، هرچقدر هم که خوب باشند، از سوی دیگر بدیها و سختی ها را نیز با خود می آورند(مثلا دلبسته چیزی میشوید ولی از سوی دیگر ترس ازدست دادنش امانتان را میبرد). حال آنکه کسی که سطح ادراکش از حقیقت این جهان، فراتر از درک مردم عادی و فراتر از جهان فیزیکی رود، تنها کسی است که حتی از لذتهای جهان فیزیکی نیز، حقیقت و عمق اش را میابد و لذت حقیقی و بدون رنج را میبرد.



صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه) دوره های جامع
0%