چرا ضمیر ناخودآگاه شما، احساسات منفی تولید میکند ؟
ممکن است بعضی از شما کاملا در شگفت باشید که چرا بعضی اوقات ضمیر ناخودآگاهتان، احساسات منفی را به شما ارسال میکند. ضمیر ناخودآگاه، احساسات منفی و مثبت را به شما ارسال میکند تا شما را در راه رسیدن به اهداف مهم یاری کند. اگر ضمیر ناخودآگاه حس کند که شما درحال دور شدن از اهداف خود هستید، با ارسال این حسهای منفی سعی خواهد کرد که شما را دوباره به مسیر اصلی آورده و شما را با انگیزه و شاد کند. ممکن است سوال کنید : پس چرا حتی وقتی در مسیر صحیح هستم، حس نگرانی در من ایجاد میشود ؟ پاسخ این است که :
نگرانی زمانی تولید میشود که ضمیر ناخودآگاه به توانتان شک دارد و اعتمادش به شما شکسته شده است. حال سوالی که در ادامه مطلب میخواهیم آنرا پاسخ دهیم این است :
چگونه ضمیر ناخودآگاه را قانع کنیم که به اهداف ما باور داشته و دیگر حسهای منفی را تجربه نکنیم ؟
چگونه ضمیر ناخودآگاه را قانع کنید تا به اهداف شما باور داشته باشد ؟
چرا بعضی افراد زمانیکه روی اهدافشان کار میکنند، هیجان زده و با انگیزه هستند درحالیکه برخی دیگر مضطرب یا نگران میشوند ؟ چرا ضمیر ناخودآگاه، بعضی افراد را با تولید حسهای خوب یاری میکند، حال آنکه ضمیر ناخودآگاه افراد دیگر، باعث میشود که آنها حس بدی داشته باشند و نگران شوند ؟
برای پاسخ به این سوال، باید با ساختار ضمیر ناخودآگاه آشنایی داشته باشید. شما باید ضمیرناخودآگاه را دقیقا مانند یک شخص مجزا در درون خود در نظر بگیرید که همه چیز را درباره شما میداند و دست شما مقابل او، رو شده است! اگر این شخص بخاطر اعمال خوب و موفقیت آمیز گذشته، به شما باور داشته باشد، در آینده نیز با تولید حس خوب اعتماد خود به شما را نمایش میدهد و شما را کمک میکند.
اما اگر در گذشته، هربار که نقشه ای برای رسیدن به هدف خود داشته اید، هرگز به آن عمل نکردید، ضمیرناخودآگاه هرگز شما را باور نخواهد کرد و این عدم اعتماد را با عدم تولید انگیزه در وجودتان نمایش میدهد.
فرض کنید هربار که برنامه ای را برای رسیدن به اهدافتان روی کاغذ نوشتید، هرگز به آن عمل نکردید. حال اگر بار بعد، مجددا یک جدول برنامه ریزی زمانی درست کنید، به احتمال زیاد خواهید دید که ضمیر ناخودآگاه شما، انگیزه لازم را در شما تولید نکرده و مثلا بجای آن، حس نگرانی در شما ایجاد میشود.
این رویداد به این علت رخ میدهد که اعتماد بین شما و ضمیر ناخودآگاه شما لطمه دیده است. این درحالیست که اگر همواره پای حرفهایتان میبودید و نتایج گذشته شما خوب بود، نوشتن اهدافتان روی کاغذ یا برنامه ریزی، باعث تولید انگیزه درون شما میشد.
این موضوع، علت این است که بعضی افراد پس از نوشتن اهدافشان، حس انگیزه نداشته و مثلا حس نگرانی در آنها تولید میشود. بصورت مشابه، برخی افراد هرگز حس اعتماد بنفس نخواهند داشت زیرا آنها هیچگاه ضمیر ناخودآگاه خود را قانع نکرده اند که با ارزش هستند. با انجام چندین باره کار صحیح و تولید شواهد مثبت، ضمیر ناخودآگاهتان قانع میشود که شما را باور کند و حسهای حمایت کننده مثبتی را در شما ایجاد کند.
چگونه مجددا اعتماد ضمیر ناخودآگاه خود را بدست آورید ؟
حال و در نهایت، پرسش اصلی و مهم این است که : “اگر گذشته موفقیت آمیزی نداشته باشیم، چگونه میتوانیم مجددا اعتماد ضمیرناخودآگاه خود را بدست آوریم ؟”
پاسخ ساده است : باید به ضمیر ناخودآگاه خود ثابت کنید که پای قول خود میمانید ! این بدین معناست که باید برای مدتی، حتی با وجود حس منفی، شروع به تلاش و کار کنید و با ایجاد شواهد کاری کنید که ضمیر ناخودآگاه مجددا به شما باور داشته باشد. وقتی ضمیرناخودآگاه شما مجددا به شما اعتماد کرد، دیگر مشکلاتی مانند نبود انگیزه و حسهای بد را، پس از برنامه ریزی برای اهدافتان نخواهید داشت.
صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه) دوره های جامع

