اگر بی دلیل، با کف گرگی به صورت رییس خود بزنید و اخراج شوید یا تمام مسیرهای منطقی ورود ثروت به زندگی خود را مسدود کنید، ذره ای تغییر در درآمد شما ایجاد نمیشود


یک فرد بصورت عادی و در ذهن خود، اینطور تصور دارد که اگر شغلش از دست رود، یا اگر بی دلیل با یک کف گرگی به صورت رییسش بزند یا مسیرهای منطقی که در حال حاضر برای هزینه های ماهانه اش وجود دارند مسدود شود، در آمد ماهانه اش صفر میشود و به خاک سیاه مینشیند. بله، به هر حال یک دو دوتا چهارتای ساده منطقی که همه آنرا بلدیم ظاهرا همین را میگوید. اما حقیقتی عمیق تر بر زندگی شما جاری بوده و هست و خواهد بود. البته اگر تمایلی به دیدنش داشته باشید !

درآمد شما هرگز ارتباطی به مسیر های منطقی ورود پول نداشته است

مردم بصورت عادی در سطح انرژی منطق به پایین زندگی میکنند و این مساله، به سادگی باعث این خطای دید بسیار قوی میشود که گویی در آمد و آنچه “دارند”، از مسیرهایی منطقی وارد زندگیشان میشود که اگر خدای نکرده این مسیرها بسته شوند، به خاک سیاه خواهند نشست ! نکته جالب در مورد سطوح هوشیاری مختلف این است که وقتی در سطح خاصی از هوشیاری، مثلا در سطح منطق، وارد شوید و در تونل واقعیت آن زندگی کنید، برای شما همه چیز واقعا هم همینطور خواهد شد و کلی شواهد و دلایل نیز برای اثبات منطقی بودن زندگیتان، خواهید آورد و حتی با قدرت نامحدود درباره غلط بودن این مقاله اش شروع به بحث خواهید کرد و البته من نیز هر آنچه میگویید را تایید خواهم کرد ! زیرا خودتان ترجیح داده اید که در تونل واقعیت منطق زندگی کنید به همین علت همین هم در زندگی شما رخ میدهد.

اما حقیقتی که میتواند توسط شما تجربه شود، این است که امکان ورود شما به سطحی از اعتماد و یقین و هوشیاری وجود دارد که در آن، آگاه میشوید حتی اگر تمام مسیرهای درآمدی خود را ببندید و پشتشان سنگ بگذارید و همه چیز را برای ورود درآمد سخت کنید و بلند شوید و با مشت به صورت رییستان بزنید، ذره ای تغییر در درآمد شما ایجاد نمیشود. در واقع در آمد و آنچه در حساب شماست هرگز ربطی به شغل شما و حتی مشتی که به صورت رییستان میزنید نداشته و ندارد !

مشکل مردم عادی در تحلیل چنین چیزی، این است که بسیار بسیار سطحی تحلیل میکنند. تکرار میشود، بسیار بسیار سطحی. مردم همینکه “روی تکه کاغذ رسید دستگاه عابر بانک که اگر چند وقت بماند هم جوهرش محو میشود” عددی را ببینند، دلشان به همان خوش میشود و این در حالیست که هزاران هزار چیز دیگر را نمیبینند. زلزله یا هزاران بیماری و بلای دیگری که باعث فنای آنی همه چیزهایی که دو دستی به بانک تقدیم کرده اید میشود، دوست خوبی که بعد ها متوجه میشوید چقدر برای شما سود آوری مالی داشته، یک ایده ساده که به ذهنتان میرسد و میلیاردها دلار سود آوری دارد، و… همه و همه از جمله چیزهای محدودی هستند که افراد در سطح هوشیاری عادی آنها را نمیبینند.

منبع اصلی در آمد شما، چیزی در اعماق هوشیاری فعلی شماست و اگر فقط یک چیز، پس از زدن کف گرگی به صورت رییستان، در آمد شما را کم کند، آن چیز از درون شما رخ میدهد. این شما هستید که میتوانید پس از اخراج، شرکت اپل را تاسیس کنید و آرم شرکت را نیز به طنز سیب گاز زده ای بگذارید که دقیقا دلیل اخراج شما از شرکت به درد نخور قبلی بوده (!) و نام آشنا ترین شرکت شوید که حتی یک بچه کوچک نیز آنرا میشناسد، یا اینکه به یکباره همه چیز را تعطیل کنید و در اوج فلاکت زندگی را پیش ببرید. زیرا در ذهن خود و برای خود “قصه میسازید” که دیگر مسیر منطقی برای ورود ثروت به زندگی من نیست پس کارم تمام است ! نه ! کاملا در اشتباه هستید. ثروت شما حتی با کف گرگی که به صورت رییستان میزنید هم تغییر نخواهد کرد(امتحان کنید!!!)…این حقیقتی است که باید خودتان با افزایش هوشیاری به آن برسید نه اینکه از قدرت نامحدود بشنوید…قدرت نامحدود فقط اشاراتی به سمت هوشیاری بالاتر میکند و مسیر را در مقالات متعددی نشان میدهد، 99 درصد کار اصلی در درونتان و بر عهده خود شماست…



صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه) دوره های جامع