چرا هرگز نباید به خاطر گذشته حسرت بخورید ؟


آرزو داشتم آن کار را نمیکردم…

چرا آن کار را کردم ؟
حتی نمیتوانم تصور کنم که من آن کار را کردم.
اگر به جای این کار، فلان کار را کرده بودم، الان همه چیز خوب بود.

آیا این عبارات برای شما آشنا به نظر میرسند ؟ احتمالا بله. زمانی که ما باور داریم میتوانستیم بهتر از آنطور که رفتار کردیم باشیم، این جملات را میگوییم. این نوع حرف زدن، طرز فکر اکثریت مردم حین حسرت خوردن است.

چرا حسرت میخوریم ؟

مغز شما با گذشت زمان از یک اتفاق حسرت انگیز، شرایط حسی، روحی، اقتصادی و همه ی شرایطی که در آن لحظه داشتید را، کم کم از خاطر شما میبرد و تنها کاری که حسرتش را میخورید در ذهنتان میماند و به همین علت میگویید : ” چرا آن کار را نکردم !”. انسانها در هر لحظه بهترین کار ممکن را، که با توجه به شرایط آن لحظه شان، ازدستشان بر می آید انجام میدهند. این یک اصل ثابت شده و بسیار مهم است.

درواقع شما در آن لحظه که اکنون، حسرتش را میخورید، باتوجه به منابع روحی، حسی، اقتصادی، وضعیت زندگی، اتفاقهای رخ داده و کتابها و دانشی که تا آن لحظه در ذهن خود داشته اید، آن تصمیم را گرفتید. حتی اگر مجددا به آن لحظه بازگردید و همه چیز به همان لحظه بازگردد، شما ده هزار بار دیگر نیز مجددا همان کار را انجام خواهید داد زیرا شما دقیقا مانند کامپیوتری هستید که باتوجه به ورودی های داده شده به آن در هر لحظه یک خروجی میدهد و چون منابع و ورودی ها ثابت هستند، با رفتن شما به آن لحظه و شرایط موجود در آن لحظه، شما دوباره همان کار را انجام خواهید داد.

خود را سرزنش نکنید، شما بهتر از این را نمیتوانستید انجام دهید

چیزی که از حسرت خوردن خود نمیدانید، این است که شما معمولا در جاهایی حسرت میخورید که حتی اگر شانس مجددی داشتید، باز هم نمیتوانستید کار دیگری را در آن لحظه انجام دهید.

وقتی که شما آن کار را انجام دادید، از عواقب آن مطمئن نبودید اما پس از انجام آن و پس از اینکه نتایج بدی را دریافت کردید، شروع به حسرت خوردن کردید. در زمانی که آن کار را انجام دادید، نمیدانستید که قرار است بعدها حسرت بخورید. و این چیزی است که در گذر زمان از یاد شما رفته است.

اگر شما صد هزار بار دیگر نیز ، دقیقا در شرایط همان لحظه قرار گیرید، شما دقیقا بصورت مشابه رفتار خواهید کرد. زیرا منابع ذهنی شما، در شرایط یکسان گذشته، ثابت است.

منظور ما از “منابع ذهنی”، توان ذهنی شما در آن لحظه، قابلیت فکر کردن و همه ی متغیر های دخیل در تصمیم گیری شما میباشد.

وقتی توسط احساسات کنترل میشوید، نخواهید توانست به همه منابع ذهنی خود دسترسی داشته باشید

اصولا وقتی که توسط احساس خاصی کنترل میشوید، دسترسی شما به منابع ذهنیتان بسیار کم است و فقط به بخش کوچکی از ظرفیت ذهن خود دسترسی دارید.

به همین دلیل است که برخی مجرم ها میگویند : ” نمیتوانم باور کنم که من این کار را کردم “. آنها نمیتوانند باور کنند زیرا در حال حاضر، با همه ی ظرفیت ذهن خود گذشته را قضاوت میکنند، حال آنکه در لحظه ی جنایت به علت حضور احساسهایی مانند خشم، تنفر یا انتقام، آنها دسترسی کاملی به منابع ذهنی خود نداشتند.

منظور ما این نیست که هرکاری که دوست دارید را بکنید و بعد بگویید : ” من نمیتوانستم بهتر از این را انجام دهم ” بلکه منظور ما این است که شما باید همه تلاش خود را بکنید که بهترین کار را انجام دهید اما اگر کاری کردید که اکنون دوستش ندارید، حسرت نخورید. زیرا اگر شما آن کار را در آن لحظه انجام دادید، به خاطر منابع موجود در آن لحظه بوده است(کتابهایی که خواندید، سطح هوشیاری شما، وضعیت اقتصادی، روحی، شرایط زندگی و…).

باید بدانید که شما نمیتوانید با منابعی که در لحظه فعلی دارید، کار بهتری انجام دهید، زیرا در هر لحظه، شما همواره کاری را میکنید که باتوجه به منابع و شرایط آن لحظه، فکر میکنید درست است.

برنامه عملی تدوین کنید که شما را از شر حسرت رها کند

به محض اینکه چیزی رخ میدهد که باعث افسوس شما میشود، یک برنامه عملی طراحی کنید که ضمیر ناخودآگاه شما را دوباره مطمئن میکند. فرض کنیم شما در یک مصاحبه ی کاری رد شده اید. در چنین مواردی، مغز شما نیاز دارد که دوباره از برنامه شما مطمئن شود تا حس افسوس را کنار بزند.

با فکر کردن به فرصت های دیگر (مثلا وارد شغلی دیگر شدن)، و نوشتن آنها و برنامه ریزی کردن، شما خواهید توانست این حس حسرت را از بین ببرید. اگر ضمیر ناخودآگاه شما باور کند که راه دیگری نیز وجود دارد، حس حسرت را کنار زده و حس بهتری خواهید داشت.



صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه) دوره های جامع