آیا زندگی شما در یک Hypnotic Loop گیر کرده است ؟ آیا در یک چرخه هیپنوتیزمی منفی گیر کرده اید ؟


این مقاله، یکی از عمیق ترین و ارزشمندترین مقالاتی است که نگرشی عمیق به شما خواهد بخشید و رایج ترین مساله ای را که در تمام زندگی درگیر با آن خواهید بود، برای شما توضیح خواهد داد. در واقع این مقاله، تمام تجربه شما از واقعیت زندگیتان در تمام طول عمر را رقم خواهد زد. درک دقیق این مقاله، از نظر علمی کمی سنگین است اما حقیقتا ارزشمند ترین چیزی است که میتوانید از قدرت نامحدود یادبگیرید! پس به خوبی به آن دقت کنید.

مقدمه

شما در هیچکدام از ثانیه ها، حقیقت زندگی خود را آنطور که واقعا هست تجربه نمیکنید(البته لزومی هم ندارد!). این جمله ای است که این مقاله را با آن آغاز خواهیم کرد. در حقیقت ذهن شما همواره در یک واقعیت تغییر یافته زندگی میکند که به آن trance یا خلسه گفته میشود. درواقع trance یک پهنای باند کوچک شده و واقعیتی کاملا محدود شده و متمرکز از این جهان بینهایت است که ذهن شما وارد آن شده و آنرا تجربه میکند.

اول از همه باید تاکید کنیم که بین حقیقت و واقعیت تفاوت زیادی وجود دارد. حقیقت آنچیزی است که واقعا هست اما واقعیت، چیزی است که شما از حقیقت برداشت میکنید. ذهن شما در هر ثانیه، یک واقعیت کاملا تغییر یافته را برای شما میسازد. وقتی یک واقعیت ساخته میشود، برخی بخشهای محدود از حقیقت، باورها، ایده ها و احتمالات نامحدود جهان، انتخاب شده و واقعیتی جدید برای شما تشکیل میشود که کاملا متفاوت با حقیقت زندگی شما است. همچنین وقتی در یک واقعیت قرار میگیرید، تمام بخشهای دیگر صرفنظر شده و بیرون این trance خواهند ماند.

شما در طی روز هزاران trance را تجربه میکنید. زمانی که حس میکنید عاشق یک فرد شده اید، زمانیکه حس میکنید بدون یک فرد خواهید مرد، زمانیکه حس میکنید نخواهید توانست موفق شوید، زمانیکه درحال رانندگی هستید، زمانیکه حس میکنید قطعا موفق خواهید شد و… تماما مثالهایی از trance های روزمره شما هستند. در هرکدام از این trance ها، شما روی افکار، ایده ها، احتمالات یا اطلاعات خاصی متمرکز شده و باقی موارد را صرفنظر میکنید.

trance هایی که وارد آنها میشوید، میتوانند مفید یا مخرب باشند. و مهم این است که شما trance هایی را انتخاب کنید که برای شما سودمند هستند.

تجربه بودن در یک trance چگونه است ؟

وقتی درون یک trance گیر می افتید، یا به عبارت دیگر وقتی یک trance را تجربه میکنید(مثلا وقتی حین سخنرانی در مقابل عموم، حس استرس میگیرید و حس میکنید همه درحال قضاوت شما هستند)، همه چیز واقعا واقعی بنظر میرسد ! به جمله ای که گفتیم دقت کنید !

تونل واقعیت، نام دیگری است که میتوان به این خلسه ها داد. وقتی ذهن شما وارد یک trance میشود، شما کاملا احساس خواهید کرد که همه دنیای شما، تماما همین تونل سیاه است و هیچ تصوری درباره اینکه بیرون این تونل، جهانی بسیار وسیع قرار دارد نخواهید داشت. دقیقا به همین علت است که وقتی یک فرد عاشق میشود، دنیا، زمان، صداها و… را کاملا به نحو دیگری تجربه میکند و حس میکند که با نبود معشوقه خود، خواهد مرد. زیرا در یک تونل مجازی واقعیت، یا همان trance گیر افتاده است.(که صد البته برای خود فرد واقعی به نظر میرسد، اما حقیقت ندارد !)

چطور وارد خلسه های هیپنوتیزمی میشوید ؟

Hypnotic Loops یا چرخه های هیپنوتیزمی، چیزی است که شما را غرق در واقعیت های جدید میکند. به تصویر مقاله نگاه کنید. این چرخه ها با یک یا چند باور آغاز میشوند. مثلا ممکن است باور داشته باشید که فرد بدشانسی هستید. در ادامه، تصورات و جریانهای ذهنی شما نیز این بدشانسی را تصور کرده و چون مدام به بدشانسی فکر میکنید و آنرا در آینده خود تصور میکنید، فیزیولوژی و رفتارهای فیزیکی شما نیز باعث ایجاد بیشتر آن میشوند. به همین علت شما بدشانسی بیشتری را در زندگی خود تجربه میکنید و این چرخه دوباره با باوری قویتر ادامه میابد تا اینکه با هربار چرخش، باور شما به بدشانس بودنتان، افزایش یافته و کاملا یک واقعیت جدید را در زندگی خود تجربه میکنید که در آن بدشانسی موج میزند. و وقتی از تجربه واقعیت جدید حرف میزنیم، یک تجربه کاملا عمیق و واقعی مدنظرمان است. یعنی به معنای صد درصد واقعی بدشانس بودن را تجربه میکنید ! زیرا واقعا اینطور بنظر میرسد(برای کسی که درون یک trance گیر افتاده باشد، همه چیز واقعی بنظر میرسد).

اگر خوب به شکل دقت کنید، در مرکز این حلقه، هوشیاری شماست. در واقع وقتی این حلقه با سرعت بیشتری جریان میابد و شما بیشتر و بیشتر این واقعیت را تجربه میکنید، کم کم هوشیاری شما نیز کاهش یافته و گویی هوشیاری کم شده و به درون چرخه کشیده میشود و به سرعت میچرخد. درواقع شما هوشیاری خود را از دست میدهید و غرق واقعیت خیالی ایجاد شده میشوید و به همین علت واقعیت ایجاد شده رفته رفته واقعی تر نیز بنظر میرسد. کسانی که فوبیا های مختلف را تجربه میکنند نیز غرق چنین چرخه ای میشوند و واقعیت دنیای آنها ترسناک بنظر میرسد.

چطور از این چرخه بیرون بیایم ؟

هوشیاری خود را به دست گیرید و آنرا دوباره به مرکز چرخه بازگردانید. اگر درحال حاضر در یک trance گیر افتاده باشید، شما از همه جهان به این وسعت فاصله گرفته اید و فقط روی چند باور یا جمله محدود متمرکز شده اید. شما باید کم کم ذهن خود را باز کنید و باورهایی که چرخه هیپنوتیزمی شما را تشکیل داده اند، مورد هدف قرار دهید و تضعیف کنید. هر چرخه هیپنوتیزمی، بر یک یا چند باور محدود استوار است که اگر آنها را تخریب کنید، تمام چرخه تخریب خواهد شد و میتوانید از آن بیرون بیایید.

مهم ترین درکی که باید پیدا کنید و درباره آن فکر کنید این است که :

شما فقط میتوانید واقعیت این جهان را تجربه کنید نه حقیقت آن را. پس چه خوشحال هستید، چه درحال ترسیدن، چه ناراحتید و چه هیجان زده، تمام اینها فقط یک trance هستند و حقیقت ندارند. اگر عمیقا این مفهوم را متوجه شوید، چرخه های هیپنوتیزمی معیوب (مثل ترس از ارتفاع) را باور نکرده و قادر خواهید بود به سادگی از آنها بیرون بیایید.

 



صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه) دوره های جامع