تا زمانیکه فکر میکنید و از درون با خود حرف میزنید، مارِ درونیتان(هویت دروغین)، در حال خلق رنج و مشکلات جدید و پیچیده تری برای شماست

زمان لازم برای مطالعه : 3 دقیقه و 8 ثانیه

“تابحال فکر کرده اید چرا از درون با خود حرف میزنید !؟! مگر درونتان چند نفر است که با خود حرف میزنید !؟ اگر شما همان صدای حرف زننده هستید، پس شنونده کیست !؟ اگر شنونده اید، پس حرف زننده کیست !؟!؟

اگر شما واقعا همان صدا هستید، پس در دو یا سه سال اول زندگی و قبل از اینکه جامعه به شما زبان را یاد دهد، کجا بودید و چرا صدایی نبود !؟!؟ تکلیف خود را مشخص کنید. شنونده اید یا صدای حراف درونی !؟”
(قدرت نامحدود)

اگر بتوانید تمام حقیقتی که در این مقاله، قصد مطرح کردنش برای شما وجود دارد را درک کنید(که اصلا کار راحتی نیست)، بزرگترین حقیقت تمام عمر خود را یافته اید. در این مقاله پس از گفتن هر جمله(حقیقت)، در داخل پرانتز مثالهایی از صدای هویت دروغین یا منِ دروغینتان را مطرح خواهم کرد تا اندکی به فریبکار بودنش پی ببرید و بتوانید این دشمن درونی را که تمام مشکلات زندگیتان را خودش خلق کرده است شناسایی و متوقف کنید و حقیقت را (هوشیاری و بودن بدون فکر در همین لحظه و آگاه شدن به اینکه چه چیزهایی نیستید اما فکر میکردید همانهایید !) مستقیما تجربه کنید.

تا وقتی “فکر میکنید”، هویت دروغین شما در حال خلق مشکلات و رنج های جدید برای شماست

بدون مقدمه باید گفت، در این مقاله هدف این است که از دشمنی درونی با شما حرف زده شود که همه انسانها ذاتا یکی از آن را در درون خود دارند(همین اکنون، صدای هویت دروغین برای حفظ بقای خود : کدوم دشمن ! توهم زده باز این قدرت نامحدود) ! و آن همین صدای درونی است که دائما فکر میکند و حرف میزند و شما تصور دارید که همان هستید(خوب معلومه که من همین صدا هستم! بدون فکر که نمیشه زندگی رو پیش برد ! این من هستم که دارم مشکلات رو برات حل میکنم ! بدون من با سکوت و تصویر سازی ذهنی کاری نمیتونی بکنی !). در مقاله های متعددی درباره این صدا حرف زده شده و توصیه میشود همه این مقالات را مطالعه کنید(چه مسیر طولانی هست این رشد! قطعا با یه مقاله نمیشه چیزی فهمید!!! یه برنامه بلند مدت برات تعیین میکنم و قول میدم که این حقیقت برات روشن میشه کم کم). بدون تعارف باید گفت واقعا سر و کله زدن با این صدا شوخی نیست(آره بابا کشتن این منِ دروغین یه مسیر طولانیه نه یه حقیقت بدیهی در همین لجظه و در همه لحظات) ! زیرا سخت ترین بخش کار این است که شما تصور میکنید همین صدا هستید ! در حالیکه این تصور حقیقت ندارد ! و با مدیتیشن میتوانید این را متوجه شوید که شما شنونده این صدا هستید و این صدا درون هوشیاری شما رخ میدهد نه اینکه خودِ شما باشید !(خوب پس باید یه هدف تعیین کنم که بعدا و پس از سالها مدیتیشن به این فهم و آگاهی برسم، الان رو فعلا بیخیال). همانطور که میبینید، در بسیاری از اوقات، این منِ دروغین(متن داخل پرانتز ها)، با اهداف مثبت(حتی با هدف کشتن خود!!!) شما را مشغول و سرکار گذاشته و از بودن و حضور بدون فکر و هوشیارانه در این لحظه جلوگیری میکند ! حال آنکه هوشیاری عمق و ذات اصلی وجود شماست.

اگر مقاله مربوط به کارما (Karma) را خوانده باشید، به عمق آن آگاهید. مردم تصور میکنند کارما یک قانون جهانی برای عدالت و مجازات است که هرکس بدی کند، پیرمرد ریش سفیدی در آسمان دیر یا زود بلاهایی بر سرش نازل خواهد کرد ! حال آنکه اول از همه باید آگاه شوید کارِ بد، در حقیقت همان کار خودخواهانه و همان کاری است که این صدای درونی و منِ دروغین  که موضوع این مقاله است را تغذیه میکند. و نتیجه ی شکل دادن این هویت دروغین و همین چیزی که اسمش را “من” گذاشته اید، فقط رنج و دور ماندن از حقیقت و قدرت های عمیق تر وجودتان خواهد بود. و این هویت دروغین، اینکه حقیقتا و ذاتا که و چه هستید را از چشم شما پنهان خواهد کرد….و همه مشکلات زندگیتان را نیز باعث خواهد شد و “تمام” ضربه ها را نیز همین هویت دروغین به شما زده و میزند.

شما باید آگاه شوید که حتی اگر خود را پشت درهای بسته قفل کرده باشید و هیچ کار نکنید، باز هم هر روز میلیونها کار بد مرتکب میشوید ! میدانید منظورم چیست !؟!؟ فکر کردن !! همانطور که بارها تاکید شده، زبان و کلام که صدای درونی و افکار شما دقیقا بر آن استوار است، به علت ساختار ذاتی اش که سرشار از شناسه ها و ضمائر است (من، تو او ما شما ایشان- -ام، -ات، -اش، -مان، -تان، -شان و…) است، مستحکم کننده و تغذیه دهنده ی مار درونی شماست. و باید بدانید هر جمله ای که بر زبان می آورید، دقیقا تغذیه کننده ی همین دشمنی است که مدتهاست سر کارتان گذاشته و همه مشکلات را هم بدون اینکه آگاه باشید برای زندگی شما خلق کرده و خواهد کرد !

زبان عاجز است از اینکه این هویت دروغین چقدر فریبکار است ! زیرا مثلا برای حل مشکلاتتان، از درون شروع به حرف زدن میکند و شما نیز به همین علت به افکار میدان و اجازه جولان در ذهنتان را میدهید و سپس، دقیقا خودش در نهایت، بزرگترین مشکلات را برای شما خلق میکند.

اما چطور میتوان نفسِ این منِ دروغین را برید !؟ اول از همه باید بدانید که حتی اگر اکنون از درون با خود بگویید :(خوب ! فهمیدم ! شناسایی کردم این پدر سوخته رو ! بعد از این با مدیتیشن حالشو میگیرم!)، باید آگاه شوید همین صدا هم کماکان منِ دروغین است که سر کارتان گذاشته ! باید آگاه شوید که نمیتوان فکر را با فکر کشت ! خون را نمیتوان با خون شست ! منِ دروغین را نمیتوان با سلاح خودش(زبان و کلام) کشت ! برای اینکه به توهمی بودن و وجود نداشتن ذاتی آن آگاه شوید، باید برای مدتی نظاره گر اش شوید و به این حقیقت بدیهی پی ببرید که شما ذاتا آن صدا نیستید ! بلکه شنونده ی آن و ظرفی هستید که این صدا درون آن رخ میدهد. شما فقط هوشیاری خالص هستید. نه بدن ! نه افکار! نه این صدای درونی ! البته آنقدر این خطای دید قوی است که انتظار نمیرود به سرعت بتوانید این حقیقت بدیهی را نظاره گر شوید. با این وجود این حقیقت آنقدر بدیهی و در مقابل چشمان شماست که چه بسا هم اکنون بتوانید به آن آگاه شوید ! کافیست این حقیقت بدیهی را که همیشه در مقابل چشمانتان بوده و خواهد بود، ببینید، که شما بودن و حضورِ آرام و بی فکری ای هستید که افکار یا صداهای درونی یا حتی مکان و زمان و هرچیز دیگری درون وجودش رخ میدهد. و این صدا ذاتا شما نبوده و نیستید !!! مدتی مدیتیشن و ناظر درون شدن، این حقیقت را برایتان روشن تر نیز خواهد کرد.



صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه) دوره های جامع