رفتن به محتوا
رایگان

چرا زیاد با خودم حرف میزنم ؟ چرا مدام درحال جنگ درونی با خودم هستم ؟

۱۳۹۵/۰۳/۲۳
📅 ۱۳۹۵/۰۳/۲۳

آخرین باری که حس کردید زیاد از حد با خود حرف میزنید کی بوده است ؟

آیا حس میکنید این رفتار شما به یک بیماری تبدیل شده است ؟!

آیا بعضی اوقات خود را در حال جنگ با خود و مناظره با خود میابید طوریکه گویی با شخص دیگری در حال بحث و مجادله هستید ؟

قبل از اینکه بخواهید بدانید حرف زدنتان با خود، خوب است یا خیر اول باید نکاتی را مطرح کنیم. ضمیر خودآگاه شما، پاسخگوی رفتارهایی است که به آنها آگاه هستید(مانند حرکت آگاهانه دست ها). اما ضمیر ناخودآگاه، مسئول اعمالی است که خارج از توجه شماست. مثلا کنترل احساسات، باورها ،ضربان قلب، تنفس، خاطرات، مهارتها و غیره.

باورهایی که در حال حاضر درون ضمیر ناخودآگاه شما هستند، روی رفتار شما، درک شما از دنیای اطراف یا افراد و همچنین ارزشی که برای خود قائلید، تاثیر میگذارد. بنابر این اگر میخواهید دنیای خود را عوض کنید، بد نیست فکری درباره باورهای خود کرده و آنها را اصلاح کنید.

باورهای شما، از تعامل بین ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه شما شکل میگیرند. اگر ضمیر ناخودآگاه شما موضوعی را تایید کند و هیچ چیز نا معقولی را نسبت به آن حس نکند، به احتمال زیاد، آن موضوع، به شکل یک باور در ضمیر ناخودآگاه شما شکل خواهد گرفت(البته اگر چندین بار تکرار شود).

صحبت کردن با خودتان چه سودی دارد ؟

حال وقت آن رسیده است که ببینیم منافع حرف زدن با خود چیست. زمانیکه با خود حرف میزنید، در واقع، شما باورهایی را که در ضمیر ناخودآگاه جای گرفته اند را تحت تاثیر قرار میدهید. حرف زدن شما با خود، فرآیند استفاده از ضمیر خودآگاه برای تحلیل رخدادها و اطلاعات است تا بررسی شود که آیا لازم است باور جدیدی، در ضمیر ناخودآگاه شما وارد شود یا خیر.

بعنوان مثال فرض کنید که شما توسط فردی که عاشقش بودید، رد شده اید. در چنین حالتی، ممکن است شما به سرعت فرض کنید که عیبی در شما وجود داشته یا اینکه شروع کنید به حرف زدن با خودتان، تا ضمیر ناخودآگاه خود را قانع کنید که شما واقعا بد نیستید و دلایل دیگری پشت رد شما توسط آن فرد وجود داشته است.

به زبان دیگر، صحبت کردن با خود، از اینکه ضمیر ناخودآگاه شما، باورهای جدیدی را نسبت به شما و دنیای اطرافتان شکل دهد، جلوگیری میکند. و این خارق العاده است.

با خود حرف بزنید تا باورهایتان را اصلاح کنید !

ضمیر ناخودآگاه خود را به عنوان دوستی درنظر بگیرید، تا زمانیکه به او مدارک مستدل ارائه نکرده اید، شما را باور نخواهد کرد. فرآیند ارائه دلیل، به دو صورت میتواند باشد :

  1. انجام یک عمل خارق العاده و بدست آوردن یک نتیجه عالی، تا ضمیر ناخودآگاه شما باور کند که اشتباه کرده است. مثلا، اینکه به شدت مطالعه کنید تا ضمیر ناخودآگاه شما باور کند که باهوش هستید.
  2. حرف زدن با ضمیر ناخودآگاهتان تا او را آگاه کنید که باورهایی که نسبت به دنیا دارد، اشتباه بوده است. با قانع کردن ضمیر ناخودآگاهتان شما قادر خواهید بود نتایج مشابه را کسب کنید.

بنابر این باید بدانید حرف زدن شما با خودتان، یک عادت سالم است که اگر به شکل صحیحی صورت گیرد، به شما کمک خواهد کرد از نظر روانشناسی، استوار تر شوید.

میترسم دیوانه شوم

برخی افراد وقتی با خود حرف میزنند، بسیار نگران و ناراحت میشوند.

درواقع آنها، پس از هربار حرف زدن چند ساعته با خودشان، با معماها و پرسشهای بی پاسخ جدیدتری رو برو میشوند که باعث میشود حس آنها بدتر شده و مشکلاتشان افزایش یابد و بیشتر سر درگم شوند. علت این موضوع، این است که علم کافی را درباره موضوع مورد بحث ندارند.

اگر درباره مساله مهمی، علم کافی را نداشته باشید و شروع به بحث با خودتان کنید، نتیجه اذیت شدن بیشتر خودتان خواهد بود زیرا توان ارتباط با خود را نداشته، و هر پرسشی که مطرح میکنید، یک پرسش بی پاسخ دیگر خواهد بود که شما را آزار خواهد داد و احساس گیجی بیشتری نصیب شما خواهد شد.

به همین علت است که صحبت کردن شما با خودتان، تا زمانی که مطالعات کافی را انجام نداده باشید، هیچ سودی ندارد. هرچقدر مطالعات شما بیشتر باشد، ارتباط شما با خودتان بهتر شده و در نتیجه،بهتر میتوانید ضمیر ناخودآگاه خود را قانع سازید تا شما را باور کند و بنابراین حسهای مثبتی را به شما ( به نشانه تایید) بدهد.

مقالات مورد علاقه شما