وقتی از قدرت نامحدود سوال میشود که “چه کار کنم تا فلان بخش زندگی ام فلان شود !؟”


هستند عزیزانی که مکررا و مضطرب، به قدرت نامحدود پیام میدهند و سوالاتی از جمله : “چه کار کنم  تا فلان اتفاق بیفتد و فلان بخش از زندگی ام درست بشود ؟!” را مطرح میسازند. اما چرا این نگرش به ایجاد تغییر(یعنی انجام یک کار، تا رخ دادن یک وضعیت جدید)، بسیار سطحی انگارانه است !؟

چه کنم !؟ این کار را کنم یا آنیکی را ؟!

تاکنون تمام مسیر زندگی شما در جامعه، بصورت غیر مستقیم این را به شما القا کرده است که اصولا باید “کارهایی بکنید”، تا چیزهایی را داشته باشید، تا نهایتا یک طور خاصی باشید (Do>Have>Be) ! مثلا شما ممکن است به شدت باور داشته باشید که باید “به شدت کار کنید” که در نتیجه “ثروت خوبی داشته باشید” تا نهایتا “فرد آرامی شوید”. در واقع این نگاه معیوب حتی در بهترین سیستم های آموزشی در سرتاسر جهان نیز تا حدودی به چشم میخورد. و دقیقا به علت همین مدل ذهنی معیوب است که افراد به کرات از من میپرسند چه کار کنم که فلان شود !؟ چه کار کنم که آرام شوم ؟ چه کنم که به فلان دختر یا پسر که عاشقش هستم برسم !!!؟ چه کار کنم همه عاشقم شوند !؟

اما در این میان حقیقت چیست ؟ حقیقت این است که بودن در فضای ذهنیِ “چه کار کنم” تا “فلان بشوم یا فلان بشود”، بدون تعارف بسیار بسیار خنده دار و نامرتبط است(با خواندن ادامه مقاله علت اش را خواهید فهمید) ! زیرا حقیقت این جهان اصلا اینطور کار نمیکند. برخی از افراد به شکل بسیار ساده انگارانه ای تصور دارند که میتوانند مثلا کارهایی را بصورت مصنوعی بکنند و ادا در آورند ونهایتا به یکباره ثروتمند شوند یا اعتماد به نفسشان بالاتر رود یا رابطه عشقیشان حفظ شود ! بله، میشود کارهایی برای بهبود موقت وضعیت پیشنهاد داد اما باید بدانید مثلا وقتی کسی از درون، کاملا به جهان بدبین است، و نوع “بودن و حضورش” همین است، نمیتواند الکی کارهایی متفاوت با آنچه هم اکنون حس میکند و بر خلاف نوع نگرشش به زندگی و جهان، انجام دهد. بلکه باید همین نوع بودنش را تغییر دهد. در واقع حتی اگر او این کار را کند  و خلاف هستی و نوع بودنش عمل کند نیز، این کار راه حل بهینه ای نیست !!! وقتی کسی از درون به شدت حس تنبلی دارد، نمیتواند ادای پرکار و پرانگیزه بودن را در بیارد و مدام با یک چوب بالای سر خودش بایستد و خود را دائما مجبور به تلاش کند، آخر تا کی میخواهد اینطور زندگی کند !!!؟؟ و اگر بکند نیز اصلا راه بهینه ای نیست زیرا بخشی از انرژی درونش، باید صرف جنگ با خودش شود ! همانطور که میبینید، مدل (Do>Have>Be) با وجود تمام مشهوریت اش، بسیار مدل کودکانه ایست ! زیرا حتی خود کارها و داشته های فعلی شما، از Being یا چیزی که “هستید” و وضعیت “حضور و بودن شما” در این لحظه نشات میگیرد. به همین علت مثلا یک فرد که همین اکنون در Being یا هستی اش، حس فقر دارد، به سختی خواهد توانست ثروتمند شود زیرا حتی تلاشها و افکار و تصمیماتش نیز از همین فقر و نگاه فقیرانه نشات میگیرد.

در مقابل، روش کارآمد و عمیق برای تغییر این است که به مدل (Being>Doing>Having) توجه کنید ! یعنی اول در همین لحظه از درون، آنچه میخواهید شوید، سپس وقتی ذات و بودن خود را تغییر دادید، خواهید دید که عمل شما نیز از همان بودن و از همان قدرت درون، بصورت اتوماتیک انجام میشود و نهایتا چیزی که میخواهید بدون زحمت بدست می آید. بدون اینکه بر خلاف چیزی که هستید عمل کنید یا با خود بجنگید ! بلکه بی زحمت و اتوماتیک ! به عنوان مثال اگر ثروت میخواهید، اول از همه همین اکنون مثل یک ثروتمند فکر کنید، مثل یک ثروتمند راه بروید، مثل یک ثروتمند ایده بدهید و مثل یک ثروتمند از درون فراوانی در جهان را ببینید و حس کنید. دقت کنید که قرار نیست ادای کسی را در بیاورید زیرا ادا در آوردن، خودش یک کار است یعنی همان مدل معیوب (Do>Have>Be>) ! بلکه همین اکنون کاملا در وجود و احساسات خود و از درون، ثروتمند شوید(مثلا توسط تصویر سازی ذهنی بسیار عمیق و متمرکز و خودهیپنوتیزم). خواهید دید که ایده ها و اعمال و تصمیمات شما نیز از همین Being و بودن درونی ثروتمند و جدیدتان نشات میگیرند و هدف شما را به سرعت رقم میزنند. این بزرگترین رازی است که برای ایجاد هر تغییری، باید یاد بگیرید.



صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه) دوره های جامع