چرا باید افکار، ایده ها یا باورهای خود را رها کنید ؟

زمان لازم برای مطالعه : 2 دقیقه و 57 ثانیه

روزانه چند ساعت فکر میکنید ؟

آیا به باورهایی که در ذهن خود دارید آگاه هستید ؟

آیا برای زندگی کردن، نیازی به حفظ و تکیه بر باورها وجود دارد ؟

دقت داشته باشید که منظور ما اصلا باورهای مذهبی نیست بلکه جملاتی مانند : “من جذاب نیستم” یا “من صد درصد موفق میشوم” ، باورهای سیاسی، باورهای شما درباره افراد مختلف و…نیز باور هستند.

شما هزاران باور دارید

اول از همه باید بدانید که حتی اگر حس میکنید باور خاصی در ذهن خود ندارید، کاملا در اشتباه هستید و این طرز تفکر، خود یک باور درباره باورهایتان(Meta Belief) است. باورها دقیقا مانند یک ویروس ذهنی 99 درصد جامعه را درگیر خود کرده اند و به سادگی از یک فرد به فرد دیگر منتقل میشوند. خبر بد این است که شما در مسیر رشد خود از کودکی، بدون هیچ اختیاری این باورها را از جامعه یا خانواده خود دریافت کرده اید، بدون اینکه آگاه باشید.

حلقه های باور، طوری وارد ذهن میشوند که معمولا هرگز ذهن شما را ترک نخواهند کرد. باورها بصورت یک چرخه وارد ذهن شما میشوند و پس از ورود، باورهایی را نیز نسبت به خود در ذهن شما ایجاد میکنند که عملا باعث خواهند شد هرگز از آنها رهایی پیدا نکنید.

برخی از باورهای شما عبارتند از :

  1. من موفق نخواهم شد.(یا خواهم شد).
  2. وقتی فردا صبح به بیرون بروم، خورشید حتما طلوع خواهد کرد.
  3. تله پاتی ممکن نیست. (یا تله پاتی ممکن است).
  4. زندگی من سخت شده است.(یا زندگی من فوق العاده است).
  5. من آدم باهوشی نیستم.(یا هستم).
  6. دخترها موجودات بی ارزشی هستند.(یا مردها خیانتکار و بدرد نخور هستند).
  7. قدرت نامحدود بدرد نمیخورد(یا قدرت نامحدود فوق العاده است).

همانطور که میبینید، برخی باورها آنقدر ظریف هستند(2) که حتی ممکن است هرگز متوجه وجود آنها نشوید. همچنین شما باورهایی درباره باورهای خود نیز دارید(Meta Belief) که معمولا افراد انگشت شماری در تمام طول عمر خود به فکر آنها می افتند :

  1. من باور دارم که به چیز خاصی باور ندارم.
  2. من باور دارم که باور به باورها احمقانه است.
  3. و…

باور خوب یا بد وجود ندارد، مشکل در نگه داشتن باورهاست !

ممکن است حس کنید منظور ما از گفتن این جملات، این است که شما باید باورهای بد خود را رها کرده و باورهای جدید و بهتری را در ذهن خود نصب کنید. حال آنکه این، اصلا منظور ما نیست.

باور خوب یا بد وجود ندارد، بلکه باورها تماما مانع حقیقی رشد شما هستند. باورها دقیقا مانند یک ویروس هستند که از تجربه کردن مستقیم حقیقت توسط خود شما جلوگیری میکنند. اگر برای مدتی روی آنچه به شما میگوییم متمرکز شده و همه انرژی خود را روی کنار گذاشتن باورهای خود نسبت به زندگی و جهان آفرینش بگذارید، به یکباره جهان را طوری خواهید دید که تاکنون تجربه نکرده اید. شما آنقدر از زیبایی جهان آفرینش لذت خواهید برد که بالاخره متوجه میشوید که همه این سالها آنچه از دنیا میدیدید کاملا با حقیقت متفاوت بوده است. جهان بسیار پیچیده است و هرچیزی ممکن است در آن رخ دهد، حال آنکه باورهای شما، عملا یک نقشه ساده از عملکرد این جهان اند که تجربه شما از حقیقت این جهان را به شدت تغییر میدهند و منحرف میکنند.

مشکل این نیست که چه باوری را در ذهن خود نگاه داشته اید، بلکه باورها تماما یک ویروس ذهنی هستند. آگاهی به این مساله ممکن است نیاز به سطح هوشیاری بالایی داشته باشد و نتوانید آنرا زود متوجه شوید، اما فقط آنچه گفتیم را در گوشه ذهن خود نگاه دارید، به زودی متوجه خواهید شد.

فراموش نکنید که وقتی به چیزی باور داشته باشید، از درون حس خواهید کرد که کاملا درست است. همچنین هرگونه نظر مخالف با آنرا بصورت متعصبانه رد کرده و همچنین همه وجود شما باعث خواهد شد که آن باور به حقیقت تبدیل شود (بدون اینکه آگاه باشید).

اما در مقاله دیگر گفتید به باورها نیاز داریم

ممکن است اکنون بگویید که در مقاله دیگر، گفتیم که شما برای زندگی کردن به باورهایی نیاز دارید. و اکنون دقیقا حرف متضاد با آن را میزنید. اما چرا ؟!

آنچه در این مقاله به شما میگوییم، سطح تفکری بسیار بسیار فراتر است. مقاله ای که اکنون مینویسیم، برای کسانی است که میخواهند حقیقت را بدون واسطه و بصورت دست اول تجربه کنند. شما برای زندگی کردن به هیچ باوری نیاز ندارید. شما باید هرچیزی را مستقیما و بدون واسه تجربه کنید. همانطور که گفتیم، 99 درصد جامعه به باورها تکیه میکنند تا حقیقت را تغییر داده و در افکار خود به آرامی زندگی کنند. افکاری که هیچ ربطی به حقیقت جهان هستی ندارند. برای زندگی کردن، شما واقعا نیازی به باورهای خود ندارید.

شما باید زندگی، افراد و هر آنچه که دارید را مستقیما تجربه کنید. نه اینکه مدام درباره آنها فکر و ایده پردازی کنید. تجربه مستقیم حقایق این جهان، برترین استراتژی در زندگی است و باورها هیچ ربطی به حقیقت این جهان ندارند. بلکه فقط یک نقشه ساده شده از حقیقت پیچیده این جهان اند که ذهن شما عاشق سادگی آنهاست.

وقتی کسی باور میکند که مثلا تله پاتی وجود ندارد، همه راههای عملی شدن این رویداد در زندگی خود را میبندد. زیرا او فکر میکند و باور دارد که علومی مانند ریاضی و فیزیک و… تنها علم ارزشمند در این جهان هستند. حال آنکه نباید از یاد برد که هیچ دانشمند یا علمی نتوانسته است حقیقت این جهان را به فرمول در آورد. همه علومی که همین اکنون به آنها بسیار باور دارید(البته اگر مانند ما فرد علمی و دانشگاهی باشید)، هیچکدام نمیتوانند قدرت و شگفتی نیروهای موجود در جهان خلقت را وصف کنند. همه علوم به وجود آمده اند تا کمی از شگفتی این جهان را برای ما قابل پیش بینی کنند. حال آنکه کماکان همه چیز شگفت انگیز و غیر قابل توصیف است.

جمع بندی

باورهای خود را رها کنید و هرچیزی در این جهان است را بصورت مستقیم تجربه کنید. بجای اینکه به سرعت بگویید : “مردم تماما بدرد نخور هستند”، بدون هیچ تعصبی وارد حقیقت این جهان شده و واقعا افراد را تجربه کنید. اگر باورها و پیشفرض های خود نسبت به انسانها یا جهان را کنار بگذارید، متوجه خواهید شد که چقدر با حقیقت این جهان، فاصله داشته اید. جهان زیباتر و پیچیده تر از آن است که بخواهد به صورت یک باور و یک جمله در ذهن شما تبدیل شود.

بدون افزایش سطح هوشیاری ذهن خود، غیر ممکن است آنچه گفتیم را متوجه شوید.



صفحه اول مشاهده مقالات صوتی دسته بندی مقالات مقالات اختصاصی جادوگر(برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه) دوره های جامع